خود را رنج مده
فرنگیس سوگند - یادداشت های یک بیکار
X
تبلیغات
رایتل

فرنگیس سوگند  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 9 تیر‌ماه سال 1390 در ساعت 05:04 ب.ظ



ساعتی خندید با خود از دمِ یک روسپی

بعد چیغی زد هراسان در غم یک روسپی

لحظه‌یی آیینه گشت و در نبودش خیره شد

بعد هم آلوده شد در عالم یک روسپی

هر شب و هر روز هر ساعت همیشه … داد زد

در میان بازوان محکم یک روسپی

تا که گژدم گشت نیشی زد به خویش و گریه کرد

بعد تصویری کشید از مرهم یک روسپی

مرگ هم سرگرم بازی در حدود شهر بود

بی‌رقم خندید در چشم نم یک روسپی

*

باز آذر شد تمام ماجرا ناگفته ماند

زاد روزم را به‌هم می‌زد غم یک روسپی