خود را رنج مده
نمی دانم - یادداشت های یک بیکار
X
تبلیغات
رایتل

نمی دانم  چاپ

تاریخ : شنبه 14 اسفند‌ماه سال 1389 در ساعت 06:50 ب.ظ


کاش دزدان عاشقی را از وجودم می ربودند

 

تا دگر محتاج چشمان سیاه او نباشم

 

آن کسی که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود

 

دیدمش عشق را تعارف به یک بیگانه کرد

 

عشق را آلوده کرد !!!

 

او تمام هستیم را محو یک عشق معما گونه کرد

 

جرم من این بود تنها یک نگاه

 

با مجازاتی چنین سنگین سخت!

 

یک جدایی وآهی تلخ

 

این تناسب در کدامین جای دنیا بوده است .....؟؟

 

گر که تنها عاشقی جرم من است

 

دوست دارم که من

 

مجرمترین انسان این دنیا باشم ........!!!!!