خود را رنج مده
برگرفته از سایت رباعی های زیبا - یادداشت های یک بیکار
X
تبلیغات
رایتل

برگرفته از سایت رباعی های زیبا  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 31 تیر‌ماه سال 1389 در ساعت 11:48 ق.ظ

* نگاه
من ماندم و شعر تازه ات را خواندم
صد پنجره اشک برغمت افشاندم
وقتی که همه به سوی شب می رفتند
در خط مقدم نگاهت ماندم...

* بید
درخت بید بیدم کنج بیشه
تراشیدن مرا باضرب تیشه
تراشیدن مرا قلیون بسازن
که آتش بر سرم باشه همیشه...


* قناری
دلت از غصه لبریز قناری
بهارت رنگ پاییز قناری
نخون اینجا، اگر اینجا بخونی
پر و بال تو میریزه قناری...

* زیر باران
من آواره ترین بی خانمان ام
غم عشق و جنون شد آب و نانم
برایم سفره اشکی مهیاست
که آنرا زیر باران می تکانم...

* تب گندم
دلم می خواست عمری گم بمانم
شبیه تک تک مردم بمانم
ولی شعر آمد و هوای من شد
نشد دور از تب گندم بمانم...

* گل سرخ
گل سرخ و دلم هم سرنوشتند
که ما را با گل مجنون سرشتند
در این جغرافیا تاریخ ما را
کنار تربت لیلی نوشتند...

* لبخند
لبخند زدی بهار بی تاب شکفت
یک پنجره روبروی مهتاب شکفت
آن لحظه که چشمه از نگاهت جوشید
احساس فرو خفته مرداب شکفت...

* ستاره
گفتم که تو ای ستاره برمی گردی
هر لحظه به یک اشاره برمی گردی
بیچاره دلم خیال می کرد که تو
با خواهش من دوباره بر می گردی...

* حرف بزن
لب وا کن و از اقاقیا حرف بزن
از پنجره ها، آینه ها حرف بزن
من بغض هزار ساله دارم در خود
یک لحظه به دیدنم بیا حرف بزن...

* زندگی
برگرد که عشق تشنه کام من و توست
پر شور ترین قصه به نام من و توست
از تلخی ایام چرا شکوه کنیم
شیرینی زندگی به کام من و توست...

* گل
کاش می شد بکشم دست به پیشانی گل
یا که یک شب بروم باز به مهمانی گل
باید امشب به تن باغچه آبی بزنم
تا مگر دست دهد صحبت پنهانی گل
باد بر دوش تن زخمی گل را می برد
آه از رنج من و بی سر و سامانی گل...

* نگاه
نگاهت آسمانم بود و گم شد
دو چشمت سایبانم بود و گم شد
به زیر آسمان در سایه تو
جهان در دیدگانم بود و گم شد...