خود را رنج مده
نرگس کاظمی زاده - یادداشت های یک بیکار
X
تبلیغات
زولا

نرگس کاظمی زاده  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1388 در ساعت 05:24 ب.ظ

 

من : از پرنده های مهاجر غریب تر

تو: از گناه سرخ پدر نیز سیب تر

حوای قصه های تو ام,غرق وسوسه

حوای قصه های تو, اما نجیب تر

صد بار آمدم که بچینم گناه را

هر بار دست خالی من بی نصیب تر

زرتشت پیش اتش تو کم می اورد

اردی جهنمی شده ای و مهیب تر

دارم به چشم های تو ایمان میاورم

ای چشم هات از گل مریم صلیب تر

انگار با من و تو خدا قهر کرده است

تبعید می شویم به جایی عجیب تر

بین زمین,بهشت ,جهنم معلقم

باران گرفته است و من مثل سیب  تر

یک روز رحم می کند اخر خدا به من

با یک دعای تازه ی امّن یجیب تر