خود را رنج مده
حسین - یادداشت های یک بیکار
X
تبلیغات
رایتل

حسین  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 1 مهر‌ماه سال 1388 در ساعت 01:36 ق.ظ

 

 

روز پاییزی میلاد تو در یادم هست

روز خاکستری سرد سفر یادت نیست

 

ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن من

در شب آخر پرواز خطر یادت نیست

 

تلخی فاصله ها نیز به یادت ماندست

نیزه بر باد نشسته است و سپر یادت نیست

 

یادم هست ... یادت نیست...

 

خواب روزانه اگر در خور تعبیر نبود

پس چرا گشته شبانه در به در یادت نسیت

 

من به خط و خبری از تو قناعت کردم

قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست

 

یادم هست... یادت نیست...

 

عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید

کوزه ای دادمت ای تشنه مگر یادت نیست

 

تو که خودسوزی هر شب پره را می فهمی

باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست

 

تو به دل ریختگان چشم نداری بی دل

آن چنان غرق غروبی که سحر یادت نیست

 

یادم هست... یادت نیست...