خود را رنج مده
یادداشت های یک بیکار
X
تبلیغات
رایتل

  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 1 مهر‌ماه سال 1388 در ساعت 11:00 ب.ظ

 

 

هیچ وقت

آرزوهای بزرگی نداشته ام

شاید برای همین است که می ترسم بزرگ شوی

و از تمام بازی های کودکانه

تنها یادم تو را فراموش یادت بماند ،

می ترسم بزرگ شوی

و بشنوی زنی در خواب هایش هنوز

به نام کوچکت صدا می زند و

تعجب کنی

 

 

می ترسم

و هربار تولدت را تبریک می گویم

اشک هایم را از روی گونه های زنی پاک می کنم

که سال بعد

با نام مستعار تو را خواهد بوسید

 

 

تولدت مبارک

و این شمع را

آخرین نفس های زنی فوت خواهد کرد

که آرزوهای کوچکش را حتی

به گور برده است

 

 

تولدت مبارک

و شمعی که بر گوری خاموش می شود

برای تولد هیچ کس شگون نخواهد داشت