خود را رنج مده
مرضیه فرمانی - یادداشت های یک بیکار
X
تبلیغات
رایتل

مرضیه فرمانی  چاپ

تاریخ : دوشنبه 15 تیر‌ماه سال 1388 در ساعت 09:59 ق.ظ

باران به شیشه می زند آرام / تر بخواب

دست مرا بگیر و رها شو از این عذاب

با این سکوت راه به جایی نمی بریم

حرفی بزن برام از این حس بی جواب

تو با کدام پنجره هم صحبتی هنوز!؟

من را گرفته وسوسه ی تلخ اضطراب

از ضبط صوت روشن تو پخش می شود

موسیقی ملایم باران و آفتاب

از هفت رنگ سفره ی رنگین کمانی ات

ماهی کوچک غزلت را بگیر از آب

[][][]

سیگار نیمه روشن و نور کم اتاق

خاکستری عکس تو در چارچوب قاب

یک مشت کاغذ و غزل نیمه کاره و

دنیای کوچک من و این عشق بی حساب

که گُر گرفتم از تو و تب دارم از خودم

این کار هر شبم شده خیس ست رختخواب