خود را رنج مده
باز هم ناصر حامدی - یادداشت های یک بیکار
X
تبلیغات
رایتل

باز هم ناصر حامدی  چاپ

تاریخ : دوشنبه 15 تیر‌ماه سال 1388 در ساعت 09:42 ق.ظ

من پیر شدم ،دیر رسیدی،خبری نیست

مانند من آسیــمه سر و دربـدری نیست

بســـیـار برای تـو نـوشـتـم غـم خـود را

بســـیـار مرا نامه ،ولی نامه بری نیست

یک عمر قفس بست مسیر نفســــم را

حالا که دری هست  مرا بال و پری نیست

حـالا کـه مـقـــدر شــده   آرام بگـیـــــرم

سیـــلاب مرا بـرده و از مـن اثری نیست

بگـذار که درها هـمگـی بسـته بـمانـنـد

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست

بگــذار تبـــر بـر کـــمــر شـــاخه بکـــوبد

وقتی که بهـار آمد و او را ثمــــری نیست

تلخ است مرا بودن و تلـخ است مرا عمر

در شهر به جز مــرگ متـاع دگری نیست